فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 29
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است ، خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بريزيد که بي دوست ، هر شربت عذبم که دهي عين عذاب است افسوس که شد دلبر و در ديده گريان ، تحرير خيال خط او نقش بر آب است بيدار شو اي ديده که ايمن نتوان بود ، زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است معشوق عيان مي گذرد بر تو وليکن ، اغيار همي بيند از آن بسته نقاب است گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد ، در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم ، دست از سر آبي که جهان جمله سراب است در کنج دماغم مطلب جاي نصيحت ، کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
،
بس طور عجب لازم ايام شباب است
تعبیر:
به آنچه می خواهی نرسیده ای و غم و اندوهی سراسر زندگیت را فرا گرفته اما روزگار هرگز به یک روش نمی چرخد و پایان هر شب سیاهی سپیدی روز است. شاد باش و غم دنیا را نادیده بگیر.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 256
نصيحتي کنمت بشنو و بهانه مگير ، هر آن چه ناصح مشفق بگويدت بپذير ز وصل روي جوانان تمتعي بردار ، که در کمينگه عمر است مکر عالم پير نعيم هر دو جهان پيش عاشقان بجوي ، که اين متاع قليل است و آن عطاي کثير معاشري خوش و رودي بساز مي خواهم ، که درد خويش بگويم به ناله بم و زير بر آن سرم که ننوشم مي و گنه نکنم ، اگر موافق تدبير من شود تقدير چو قسمت ازلي بي حضور ما کردند ، گر اندکي نه به وفق رضاست خرده مگير چو لاله در قدحم ريز ساقيا مي و مشک ، که نقش خال نگارم نمي رود ز ضمير بيار ساغر در خوشاب اي ساقي ، حسود گو کرم آصفي ببين و بمير به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار ، ولي کرشمه ساقي نمي کند تقصير مي دوساله و محبوب چارده ساله ، همين بس است مرا صحبت صغير و کبير دل رميده ما را که پيش مي گيرد ، خبر دهيد به مجنون خسته از زنجير
حديث توبه در اين بزمگه مگو حافظ
،
که ساقيان کمان ابرويت زنند به تير
تعبیر:
به آنچه داری قناعت کن. زندگی را با خوش بینی سپری کن و از لحظه لحظه ی آن استفاده کن. غم و اندوه خوردن برای چیز های بی فایده و بی اساس، کاری ابلهانه است. واقع بین باش و به دنبال خیالات بیهوده، خود را دچار رنج و عذاب نکن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 146
صبا وقت سحر بويي ز زلف يار مي آورد ، دل شوريده ما را به بو در کار مي آورد من آن شکل صنوبر را ز باغ ديده برکندم ، که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار مي آورد فروغ ماه مي ديدم ز بام قصر او روشن ، که رو از شرم آن خورشيد در ديوار مي آورد ز بيم غارت عشقش دل پرخون رها کردم ، ولي مي ريخت خون و ره بدان هنجار مي آورد به قول مطرب و ساقي برون رفتم گه و بي گه ، کز آن راه گران قاصد خبر دشوار مي آورد سراسر بخشش جانان طريق لطف و احسان بود ، اگر تسبيح مي فرمود اگر زنار مي آورد عفاالله چين ابرويش اگر چه ناتوانم کرد ، به عشوه هم پيامي بر سر بيمار مي آورد
عجب مي داشتم ديشب ز حافظ جام و پيمانه
،
ولي منعش نمي کردم که صوفي وار مي آورد
تعبیر:
بهتر است در دیدگاه ها و نظرات خود دقت کافی داشته باشی. هر هدف و مقصودی نهایتاً مفید و خوب نیست. سنجیدگی و هوشیاری و عاقبت اندیشی، همه، حوادث احتمالی و شکست ها را از انسان دور می سازد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 450
روزگاريست که ما را نگران مي داري ، مخلصان را نه به وضع دگران مي داري گوشه چشم رضايي به منت باز نشد ، اين چنين عزت صاحب نظران مي داري ساعد آن به که بپوشي تو چو از بهر نگار ، دست در خون دل پرهنران مي داري نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ ، همه را نعره زنان جامه دران مي داري اي که در دلق ملمع طلبي نقد حضور ، چشم سري عجب از بي خبران مي داري چون تويي نرگس باغ نظر اي چشم و چراغ ، سر چرا بر من دلخسته گران مي داري گوهر جام جم از کان جهاني دگر است ، تو تمنا ز گل کوزه گران مي داري پدر تجربه اي دل تويي آخر ز چه روي ، طمع مهر و وفا زين پسران مي داري کيسه سيم و زرت پاک ببايد پرداخت ، اين طمع ها که تو از سيمبران مي داري گر چه رندي و خرابي گنه ماست ولي ، عاشقي گفت که تو بنده بر آن مي داري
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ
،
چه توقع ز جهان گذران مي داري
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا به هدف برسی. از ریاکاری و فریب دیگران بر حذر باش. دوستان و خانواده ی خود را از کمک های خود ناامید و مأیوس نکن. مهر و محبت، بهترین کاری است که می تواند زندگی تو را زیر و رو کند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 117
دل ما به دور رويت ز چمن فراغ دارد ، که چو سرو پايبند است و چو لاله داغ دارد سر ما فرونيايد به کمان ابروي کس ، که درون گوشه گيران ز جهان فراغ دارد ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم ، تو سياه کم بها بين که چه در دماغ دارد به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله ، به نديم شاه ماند که به کف اياغ دارد شب ظلمت و بيابان به کجا توان رسيدن ، مگر آن که شمع رويت به رهم چراغ دارد من و شمع صبحگاهي سزد ار به هم بگرييم ، که بسوختيم و از ما بت ما فراغ دارد سزدم چو ابر بهمن که بر اين چمن بگريم ، طرب آشيان بلبل بنگر که زاغ دارد
سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ
،
که نه خاطر تماشا نه هواي باغ دارد
تعبیر:
مشکلات و سختی ها طبیعی است. باید با ایمان و امید با آنها روبرو شوی. با امداد از دوستان مشفق می توانی بر سختیها فائق و پیروز شوی. با صبر و شکیبایی، زندگی شیرین و راحت می شود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 58
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر ، نهادم آينه ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد ، که چون شکنج ورق هاي غنچه تو بر توست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس ، بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدي زلف عنبرافشان را ، که باد غاليه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است ، فداي قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است ، چه جاي کلک بريده زبان بيهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت ، چرا که حال نکو در قفاي فال نکوست
نه اين زمان دل حافظ در آتش هوس است
،
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
تعبیر:
به مراد و آرزوی خود خواهی رسید زیرا همه ی هدف تو رسیدن به آمال و آرزوهایت است. غم و اندوه را از وجود خود دور کن که فایده ای برای تو ندارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 192
سرو چمان من چرا ميل چمن نمي کند ، همدم گل نمي شود ياد سمن نمي کند دي گله اي ز طره اش کردم و از سر فسوس ، گفت که اين سياه کج گوش به من نمي کند تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او ، زان سفر دراز خود عزم وطن نمي کند پيش کمان ابرويش لابه همي کنم ولي ، گوش کشيده است از آن گوش به من نمي کند با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب ، کز گذر تو خاک را مشک ختن نمي کند چون ز نسيم مي شود زلف بنفشه پرشکن ، وه که دلم چه ياد از آن عهدشکن نمي کند دل به اميد روي او همدم جان نمي شود ، جان به هواي کوي او خدمت تن نمي کند ساقي سيم ساق من گر همه درد مي دهد ، کيست که تن چو جام مي جمله دهن نمي کند دستخوش جفا مکن آب رخم که فيض ابر ، بي مدد سرشک من در عدن نمي کند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنيده پند
،
تيغ سزاست هر که را درد سخن نمي کند
تعبیر:
در انجام دادن کار خود تردیدی به دل راه نده. همت و اراده داشته باش و با تیزهوشی از موقعیت ها استفاده کن. اگر امید به خدا داشته باشی، غم و ناراحتی نخواهی داشت.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 81
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ، ناز کم کن که در اين باغ بسي چون تو شکفت گل بخنديد که از راست نرنجيم ولي ، هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت گر طمع داري از آن جام مرصع مي لعل ، اي بسا در که به نوک مژه ات بايد سفت تا ابد بوي محبت به مشامش نرسد ، هر که خاک در ميخانه به رخساره نرفت در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا ، زلف سنبل به نسيم سحري مي آشفت گفتم اي مسند جم جام جهان بينت کو ، گفت افسوس که آن دولت بيدار بخفت سخن عشق نه آن است که آيد به زبان ، ساقيا مي ده و کوتاه کن اين گفت و شنفت
اشک حافظ خرد و صبر به دريا انداخت
،
چه کند سوز غم عشق نيارست نهفت
تعبیر:
در زندگی با احتیاط رفتار کن و مراقب سخنان خود باش. سخن حق را با ملایمت و آرامی می توان به کرسی نشاند. هرکسی را محرم اسرار خود قرار نده و عاقبت اندیش باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 477
دو يار زيرک و از باده کهن دومني ، فراغتي و کتابي و گوشه چمني من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم ، اگر چه در پي ام افتند هر دم انجمني هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد ، فروخت يوسف مصري به کمترين ثمني بيا که رونق اين کارخانه کم نشود ، به زهد همچو تويي يا به فسق همچو مني ز تندباد حوادث نمي توان ديدن ، در اين چمن که گلي بوده است يا سمني ببين در آينه جام نقش بندي غيب ، که کس به ياد ندارد چنين عجب زمني از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت ، عجب که بوي گلي هست و رنگ نسترني به صبر کوش تو اي دل که حق رها نکند ، چنين عزيز نگيني به دست اهرمني
مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ
،
کجاست فکر حکيمي و راي برهمني
تعبیر:
قناعت بزرگترین ثروت و گنجینه برای انسان است. آسودگی و فراغت زندگی خود را با ندانم کاری به خطر نینداز. قدر زندگی و خانواده ی خود را بدان. صبر داشته باش و سختیها را تحمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. روزگار همیشه نامساعد باقی نخواهد ماند. صبر و قناعت را فراموش نکن. از همنشینان بد احتراز کن تا گمراه نشوی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 164
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ، عالم پير دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد ، چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد اين تطاول که کشيد از غم هجران بلبل ، تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگير ، مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد اي دل ار عشرت امروز به فردا فکني ، مايه نقد بقا را که ضمان خواهد شد ماه شعبان منه از دست قدح کاين خورشيد ، از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت ، که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود ، چند گويي که چنين رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود
،
قدمي نه به وداعش که روان خواهد شد
تعبیر:
زندگی تو رو به خوشی و شادمانی می رود. آرزوهایت براورده می شود. رنج ها و ناراحتی ها با صبر و شکیبایی، به شادی و سرور تبدیل می شود. از شکست برای خود تجربه اندوزی کن. سعی کن که دوباره اشتباهات گذشته را تکرار نکنی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 350
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم ، بهار توبه شکن مي رسد چه چاره کنم سخن درست بگويم نمي توانم ديد ، که مي خورند حريفان و من نظاره کنم چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه ، پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد ، گر از ميانه بزم طرب کناره کنم ز روي دوست مرا چون گل مراد شکفت ، حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم گداي ميکده ام ليک وقت مستي بين ، که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم مرا که نيست ره و رسم لقمه پرهيزي ، چرا ملامت رند شرابخواره کنم به تخت گل بنشانم بتي چو سلطاني ، ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
،
به بانگ بربط و ني رازش آشکاره کنم
تعبیر:
توقعات بی جا و آرزوهای دست نیافتنی را از سر خود بیرون کن و عاقلانه بیندیش. در زندگی میانه رو باش تا دچار مشکل و سختی نشوی. شجاع باش و از ناملایمات زندگی، خود را نباز.